دکتر فریدون کامران*

 دکتر سید احمد حسینی**

 خدیجه ذبیحی نیا***

چکیده: در این مقاله تلاش شده تا عامل اجتماعی که در ایجاد مشکلات فرهنگی- اجتماعی زندگی آپارتمانی نقش دارند بررسی شود در تعریف مشکلات فرهنگی- اجتماعی می توان گفت، با توجه به ساختار فرهنگی (مشخصه های روحی، عاطفی و مادی) متفاوتی که در میان گروههای مختلف اجتماعی وجود دارد، جمع شدن این گروهها در کنار همدیگر می تواند منجر به نوعی ناهماهنگی و عدم تعادل در جامعه شود در نتیجه چنین شرایطی مسایل خاصی ایجاد می شود که آن را به مشکلات فرهنگی- اجتماعی تغییر کرده اند. مهم ترین این مشکلات؛ عدم مشارکت، سازگاری و فاصله اجتماعی ساکنان است. قومیت و تحصیلات به عنوان متغیرهای مستقل در نظر گرفته اند. سازگاری، مشارکت و فاصله اجتماعی مربوط به امور آپارتمان در نظر گرفته شده است. در این میان جنسیت به عنوان متغیر واسطه است.

هدف این پژوهش، بررسی و شناسایی مشکلات فرهنگی- اجتماعی زندگی آپارتمانی و ارائه راهکارهایی مناسب برای بهبود روابط اجتماعی ساکنان است.

از سه دیدگاه مهم شهرگرایی؛ جبرگرایی، ترکیب گرایی و نظریه خرده فرهنگی بهره گرفته شده است.

 

کلید واژه ها:شهر جدید،مشکلات فرهنگی- اجتماعی، آپارتمان، مشارکت اجتماعی، سازگاری اجتماعی، فاصله اجتماعی



* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن Info@ostadyar.com

** دانشیار دانشگاه علامه طباطبائی

*** کارشناس ارشد پژوهش اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر افسانه وارسته فر*

هانیه مختاری

چکیده: مقاله حاضر باعنوان بررسی الگوی مصرف نزد زنان شهر تهران از دیدگاه شهروندان (زنان) تهیه‌شده است.

طرح مسئله: مسئله اصلی در این مقاله توجه بیش از حد قشری از زنان است که معمولاً الگوی مصرف متنوعی را برای مدرن جلوه دادن خود بر می‌گزینند و معمولاً این کار ریشه در بسیاری از مشکلات خانوادگی، اختلالات روحی، استرس، و اضطراب دارد.

هدف: در این حوزه با طرز فکر و نگرش افراد مصرف‌کننده‌ای سروکار داریم که هر یک از آنها بر روی طیف وسیعی از افراد جامعه تأثیر دارند و اگر بتوان در این حوزه به فرهنگ‌سازی دست زد و طرز نگرش افراد را به سوی الگوی مصرف واقعی سوق داد و بسترهای مناسب را فراهم کرد، می‌توان گفت به احتمال زیاد در حوزه‌های کلان جامعه نیز تغییراتی ایجاد خواهد شد.

روش: روش تحقیق توصیفی- تبیینی است و با توجه به نوع دادها، آزمون آماری متناسب برای تحلیل داده ها به کار گرفته شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان بالای 20 سال است که در زمان اجرای این تحقیق از مرکز خرید قائم واقع در میدان تجریش خرید کرده اند. با توجه به حجم زیاد افراد مراجعه کننده که روزانه 2000 نفر است، با استفاده از فرمول کوکران 322 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.

یافته ها: نتایج تحقیق با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین متغیرهای هدایت گر بیرونی (تأثیر وسایل ارتباط جمعی، دوستان و همسالان بر الگوی مصرف مدرن)، مصرف تظاهری (خرید وسایل و محصولات گران قیمت و به نمایش گذاشتن آن با تصور کسب اعتبار و قدرت پولی)، کنش متقابل (تأثیرپذیری از الگوی مصرفی دیگران)، تشخص پذیری (نشان دادن برتری خود به دیگران)، با الگوی مصرف مدرن زنان رابطه معنی دار وجود دارد. به عبارتی، هر قدر متغیرهای فوق افزایش یابد، الگوی مصرف به سوی مدرن افزایش می یابد. در این میان تنها رابطه بین پایگاه اقتصادی افراد (میزان حقوق دریافتی فرد، شوهر، پدر یا فرد تحت تکفل) برای هر کار تخصصی در طول یک ماه با الگوی مصرف مدرن زنان معنا دار نیست.

کلید واژه ها: الگوی مصرف‌مدرن، مصرف تظاهری، هدایت‌گر بیرونی، تشخص‌پذیری، کنش‌متقابل، پایگاه اقتصادی



* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

** کارشناس ارشد مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی، واحد رودهن

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر مجید کفاشی*

رحیم حاتمی نژاد**

چکیده: هدف این پژوهش با عنوان «بررسی وتبیین عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان درمان تامین اجتماعی، استان گلستان، 1388» شناخت، ریشه‌یابی، و اولویت‌بندی عوامل مؤثر بر توانمندسازی کارکنان و ترسیم چهارچوبی علمی برای صیانت از منابع انسانی و افزایش بهره وری است. جامعه آماری پژوهش مشتمل بر کلیة کارکنان بخش درمان تامین اجتماعی استان گلستان، اعم از استخدام رسمی، آزمایشی، و قراردادی به تعداد 950 نفر است. برای برآورد اندازة نمونه از فرمول کوکران استفاده شد و حجم نمونه 250 نفر تعیین گردید. این پژوهش از نقطه نظر هدف و ماهیت، کاربردی، و از نظر روش جمع‌آوری اطلاعات، آزمون فرضیه ها و نتیجه گیری از نوع توصیفی است. روش تحقیق پس از تفکیک جامعة آماری برحسب شهرستان، نمونه‌گیری تصادفی ساده انتخاب شد. اطلاعات و داده های مورد نیاز با استفاده از پرسشنامه ای جمع آوری شد که حاوی تعدادی سوال بسته مبتنی بر متغیرهای تحقیق بود و روایی و اعتبار آن با نرم افزار SPSS تایید شد. تجزیه و تحلیل داده ها در بخش آمار توصیفی با استفاده از جداول فراوانی و نسبی، نمودارهای دایره ای، ستونی، هیستوگرام و شاخص‌های گرایش مرکزی و در بخش آمار استنباطی با استفاده از جداول شاخص‌های گرایش مرکزی و نمودار پراکنش و آزمون ضریب همبستگی پیرسون انجام گرفت. نتایج حاصل از آزمون، فرضیه معنی داری رابطه بین متغیرهای سازمانی و توانمندسازی کارکنان را تایید کرد. در نهایت بنابر نتایج به دست آمده، سه حیطه تفویض اختیار و جلب مشارکت کارکنان در امور سازمانی، بازخورد مناسب عملکرد به کارکنان، ارتقای سطح کمی و کیفی آموزش مهارتهای تخصصی به کارکنان، و در نهایت جلب مشارکت همگانی کارکنان در اطلاعات سازمانی، به ترتیب دارای بیشترین

اولویت در توانمندسازی کارکنان مورد بررسی تشخیص داده شد.

کلیدواژه ها: توانمندسازی، کسب اطلاعات سازمانی، تفویض اختیار، بازخورد عملکرد، کسب مهارت‌های تخصصی



* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن و عضو باشگاه پژوهشگران جوان

www.majidkaffashi@gmail.com

** کارشناس ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن

www.hatami4987@gmail.com

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |

دكتر حبيب آقا بخشي*   دکتر بهرنگ صدیقی** مریم غفاری برزگر***

چکیده: با توجه به پژوهش­های پیشین، اقدام به خودکشی در دگرجنس­خواهان فراوانی بالایی دارد. از این رو هدف اصلی پژوهش حاضر، شناسایی مهم­ترین علل و عوامل گرایش به خودکشی در دگرجنس­خواهان است. این پژوهش در چهارچوب مطالعات کیفی - توصیفی و با استفاده از ابزار مصاحبه و مشاهده انجام شده است. ابتدا با استفاده از نظريه‌هاي مطرح شده درحوزة هویت، هویت جنسیتی، دگرجنس­خواهی وخودکشی، به طرح چهارچوب نظری پژوهش پرداختیم و پس از طراحی پرسش­نامه­ای پژوهشگر ساخته در سه بخش وضعیتی، خوداظهاری و دگراظهاری، با 21 نفر از دگرجنس­خواهان مصاحبه­ای عمیق انجام شد. یافته­های گردآوری شدة مربوط به بخش وضعیتی با استفاده از نرم­افزار spss وارد رایانه شد و سپس به توصیف آنها پرداختیم. برای توصیف یافته­های مربوط به بخش خوداظهاری و دگراظهاری، علاوه بر استفاده از آماره­های توصیفی،‌ شیوة اثبات از طریق مثال نیز مورد استفاده قرار گرفت. این مطالعه نشان داد که آزار و اذیت­های خانواده (در نتیجة ناآگاهی اجتماعی از پدیدة دگرجنس­خواهی)، آزار و اذیت­های جامعه (به دلیل خروج دگرجنس­خواهان از الگوهای جنسیتی جامعه)، نارضایتی­جنسی (در مرحلة ­خودتشخیصی)، نبود حمایت­های اجتماعی (در مرحلة گرفتن مجوز) و گسست اجتماعی (معمولا تا پس از جراحی نیز برای هر دو گروه از دگرجنس­خواهان ادامه دارد). مهم ترین علل گرایش به خودکشی دگرجنس­خواهان بوده اند.

کلید واژه­ها: جنس، جنسیت، هویت، دگرجنس­خواهی، خودکشی.



* دانشيار دانشكده‌ي علوم اجتماعي دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن  haghabakhshi7.gmail.com

** عضو هئیت علمی دانشکده علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن behsad1@gmail.com

***کارشناس ارشد پژوهش اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن mghaffary@yahoo.com

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر حسین یحیی زاده*

چکیده: هدف پژوهش حاضر شناسایی تاثیر عوامل خانوادگی در گرایش افراد به سوءمصرف موادمخدر به شیوة کیفی است. به همین‌منظور، خانوادة اولیه افراد وابسته به مواد مخدر در این پژوهش مدنظر بوده‌اند. این پژوهش به شیوه کیفی انجام گرفته و از مصاحبة نیمه ساختار استفاده شده است. در این تحقیق 35 نفر (25 مرد و 10 زن) شرکت داشته‌اند که همگی از مرکز پذیرش و درمان معتادان خودمعرف سازمان بهزیستی شهرستان رشت انتخاب شدند و همگی در جلسات مصاحبه شرکت‌کردند. کلیه مصاحبه‌ها با کسب اجازه از مصاحبه‌شوندگان ضبط و برای تجزیه و تحلیل اطلاعات بر روی کاغذ نوشته شد و بارها مورد بازخوانی و کدگذاری قرار گرفت تا عناصر ویژه مرتبط با سوال‌های پژوهش کشف شوند. در این پژوهش مشخص شده است که عوامل خطرساز خانوادگی در گرایش افراد به سوءمصرف موادمخدر و حتی وابستگی آنان به‌موادمخدر تاثیر دارد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد که خانواده اولیه به صورت مستقیم و غیرمستقیم نقش بسیار مهمی در گرایش کودکان و نوجوانان به مصرف مواد مخدر ایفا می کند. تعداد زیادی از مصاحبه شوندگان شرایط رفاهی نامساعد خانواده اولیه خود را در گرایش شان به مصرف موادمخدر موثر دانسته اند. آنها معتقد بودند که بسیاری از نیازهای اساسی‌شان در خانواده اولیه برآورده نمی‌شده و والدین شان به رفع نیازهای مادی و رفاهی آنها بی توجه بوده‌اند. اطلاعات حاصله از مصاحبه ها نشان می دهد که روابط سطحی و سردی بر خانواده اولیه این معتادان حاکم بوده و این موضوع احتمال گرایش آنها به مواد مخدر را افزایش داده است. همچنین شیوه نادرست سرپرستی والدین در گرایش آنها به سوءمصرف موادمخدر نقش بسزایی داشته است. در پایان سعی شده است که براساس یافته های پژوهش پاره ای توصیه ها و راهکارهای عملی برای سیاست‌گذاران و دست اندرکاران موضوع مطرح شده است. همچنین پیشنهاد شده است تحقیقات بیشتری در این مورد انجام گیرد.       

کلید واژه ها: تریاک، خانواده اولیه، عوامل خانوادگی، مصرف مواد مخدر، هروئین



* عضو هیئت علمی دانشگاه علامه طباطبائی

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |

دكتر لينا ملكميان*

سعيد شريفيان**

چكيده: جرم يا انحراف چراغ خطري است كه نشان از نقايص يا كمبودهاي جامعه دارد و معمولاً داراي علل و عوامل مختلف است. در اين تحقيق علل و عوامل اجتماعي از قبيل تحصيلات،خانواده نابسامان‌، فقر، ميزان مذهبي بودن، ارتباط با افراد ناباب، زندگي در محلات فقيرنشين و جرم خيز، ازدواج هاي ناموفق مورد توجه نگارنده بوده است. هدف كلي اين پژوهش شناسایی و سنجش عوامل اجتماعي مؤثر بر جرم زنان زنداني، و هدف فرعي آن بررسي ميزان جرائم برحسب گروه هاي سني، تحصيلات، وضعيت تأهل، وضعيت اقتصادي و منطقه مسكوني است؛ بررسي ميزان تعلقات اجتماعي، ازهم گسيختگي خانوادگي، دين داري، سن ازدواج زنان مجرم در مقايسه با زنان غير مجرم (عادي) نیز از اهداف فرعي پژوهش است.

روش تحقيق در اين مطالعه پيمايشي است. برای جمع آوري داده هاي لازم در مورد متغيرهاي به كار گرفته شده از پرسشنامه استفاده شده است. جامعة آماري تحقيق حاضر عبارت است از كلية زنان زنداني زندان هاي استان گلستان در سال 1387. روش نمونه گيري به صورت تصادفي سيستماتيك بوده و حجم نمونه با استفاده از فرمول برآورد نمونه 90 نفر تعیین شده است. براي تجزيه تحليل داده ها از جداول توصيفي و استنباطي و براي آزمون فرضيه ها از T همتا استفاده شده است. يافته ها و نتايج تحقيق عبارت اند از اين كه زنان مجرم با زنان غير مجرم از لحاظ تعلقات اجتماعي اختلاف معناداري با هم ندارند. به عبارت ديگر، تعلقات اجتماعي در به زندان افتادن مؤثر نبوده است. عوامل از هم گسيختگي خانواده، سن ازدواج، محيط زندگي، پايگاه اجتماعي اقتصادي و دينداري در بين زنان مجرم و زنان غير مجرم دارای اختلاف معنادار است. به عبارت ديگر عوامل نام برده در به زندان افتادن زنان مؤثر بوده است.

كليد واژه ها:جرم، تعلقات اجتماعي، از هم گسيختگي خانواده، سن ازدواج، محيط زندگي، پايگاه اجتماعي اقتصادي و دينداري



* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

** کارشناس ارشد پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر ابوالفضل ذوالفقاری*

جواد فعلی**

چكيده: در پژوهش حاضر به بررسي تأثير جايگاه جوانان تهران در فضاي اجتماعی بر روی میزان گرايش آنان به ارزش‌های دموکراتیک پرداخته ایم. روش پژوهش تبيیني از نوع پيمايش است و نمونه پژوهش شامل 391 نفر از جوانان دختر و پسر 29-18ساله ساكن شهرتهران بود كه با روش نمونه‌گيري سهميه‌اي غيرتصادفي انتخاب شدند.

ابزار پژوهش پرسشنامه است. داده هاي حاصله به دو شيوه توصيفي و استنباطي تحليل آماري شده اند. عمده ترين يافته هاي پژوهش نشان داد:

بين سرماية اقتصادي، سرماية فرهنگي و گرايش به ارزشهای دموکراتیک رابطه مستقيم وجود دارد به طوری كه با افزايش سرمايه اقتصادي و فرهنگي افراد مورد مطالعه، گرايش آنها به ارزشهای دموكراتيك بيشتر مي شود.

بين سرمايه اجتماعي و گرايش به ارزشهای دموکراتیک رابطه معكوس وجود دارد، به طوری كه با كاهش سرمايه اجتماعي‌گرايش به ارزش‌های دموكراتيك بيشتر مي‌شود. بين متغيرهاي زمينه‌اي مانند سن و تحصيلات با گرايش به ارزش‌های دموکراتیک رابطه وجود دارد، یعنی با بالا رفتن سن و تحصيلات گرايش به ارزش‌های دموكراتيك نيز بالا مي رود. ولي بين متغير تاهل با میزان گرايش به ارزش‌های دموکراتیک رابطه معناداري ديده نشد. همچنين بين جايگاه افراد در فضاي اجتماعي و میزان گرایش به ارزش‌های دموکراتیک رابطه وجود دارد، به نحوی که با بالا رفتن جایگاه فرد در فضای اجتماعی، گرايش به ارزش‌های دموكراتيك نيز بالا مي رود و با پایین آمدن جایگاه فرد در فضای اجتماعی، گرایش به ارزش‌های دموکراتیک کمتر می شود.

کلید واژه ها: گرایش به ارزش‌های دموکراتیک، فضای اجتماعی، سرمایه فرهنگی، سرمایه اجتماعی، سرمایه اقتصادی


* استادیار جامعه شناسی دانشگاه شاهد

** دانشجوی کارشناسی ارشد جامعه شناسی دانشگاه شاهد

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |

اقدس سادات رضوی*

دکتر معصومه اسماعیلی**

دكتر نورعلي فرخي***

چکیده: پژوهش حاضر با هدف مقایسه و تحلیل محتوای «منزلت‌های هویتی من» بین دختران 22-18 ساله و مادران آنها شکل گرفته است. بدین منظور انتخاب نمونه های جامعة پژوهش به روش نمونه‌گیری خوشه‌ای صورت گرفت و 50 دانشجوی دختر از دانشجویان دختر 22-18 سالة مقطع کارشناسی کلیة دانشکده‌های دانشگاه علامه طباطبایی تهران و 50 نفر از مادرانشان به عنوان نمونه به صورت تصادفی انتخاب شدند. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسشنامة محقق ساختة باز پاسخ مشتمل بر 8 سؤال است که با تأکید بر نظریة مارسیا4 و استفاده از پرسشنامة عینی "منزلت‌های هویتی من" (EOM-EISII) ساخته شده است. پرسشنامة محقق ساختة باز پاسخ، پس از مطالعة مقدماتی روی30 نفر و اجرای اصلاحات لازم، از نظر روایی محتوایی و روایی صوری مورد تایید چند تن از متخصصان قرار گرفت. در پژوهش حاضر از شیوة تحلیل محتوا و همچنین در مقایسة دو گروه، از آزمون حقیقی فیشر استفاده شده است. در نهایت نتایج حاصل از تحلیل داده‌‌ها نشان داد که در شش زمینة انتخاب شغل، مذهب، ارتباط با دیگران و انتخاب دوست، رفتار با جنس مخالف و تصریح نقش همسری، ارتباط معناداری بین انواع منزلت‌های هویتی دختران و مادران وجود دارد و در سه زمینة شیوة زندگی، سیاست و گذراندن اوقات فراغت تفاوت معناداری بین این دو گروه‌ یافت نشده است.

 كليدواژه ها: منزلت هاي هويتي من، تحليل محتوا، دختران، مادران



* دانشجوي دكتراي مشاوره خانواده – دانشگاه اصفهان

** عضو هیت علمی دانشگاه علامه طباطبایی

*** عضو هيت علمي دانشگاه علامه طباطبايي

4. Marcia, J, E

5. مرحله‌ای که در آن کودک با مشاهدهء خویش در آئینه در مورد منِ شناسا و فاعلِ شناسنده خویش به آگاهی و شناخت می‌رسد و دارای اهمیت بسزایی در رشد کودک است.

6. moratorium identity

+ نوشته شده توسط در یکم دی ۱۳۸۸ و ساعت |