دکتر فریدون کامران*    اسلام احمدیان**

چکیده: در این مقاله تلاش بر این است نشان داده شود که مردم تا چه اندازه به پلیس اعتماد دارند و مهم ترین عوامل مرتبط با این اعتماد کدامند؟

از این رو ضمن مروری بر فضای مفهومی موضوع و نظریه های موجود، دیدگاه زتومکا را برای تبیین مسئله برگزیدیم و برای تکمیل آن از نظرات جانسون، تونیس، زیمل و گافمن استفاده کردیم.

این تحقیق با روش پیمایشی به شیوۀ پهنانگر وایستا و با استفاده از ابزار پرسشنامه اجرا شد. از بین افراد بالای 20 سال ساکن در شهر ایلام، تعداد 383 نفر با استفاده از فرمول کوکران و براساس روش نمونه گیری خوشه ای و نهایتاً تصادفی (محلات چالیمار، سعدی و بانبرز) انتخاب شدند. پس از جمع آوری اطلاعات و تایید روایی ابزار پژوهش توسط استادان، پایایی پرسشنامه نیز با آلفای کرونباخ در برنامهspss  محاسبه شد. اطلاعات نهایی در سطح توصیفی با فراوانی، درصد و نمودار و بعد استنباطی با آزمونهای تحلیل واریانس یکطرفه، اتا، پیرسون و کندال تائو b تحلیل شد. یافته های تحقیق نشان می دهد که بین متغیرهای مستقل (احساس امنیت، خصوصیات فردی، دگرخواهی) با میزان اعتماد افراد به پلیس رابطه معنی دار و مستقیم و بین متغیرهای سن و تحصیلات با اعتماد نیز رابطۀ معنی دار و منفی وجود دارد.

کلید واژه ها: اعتماد اجتماعی، امنیت، دگرخواهی، خصوصیات فردی، مناسبات غیررسمی، وضعیت اقتصادی و پلیس



* عضو هیئت عملی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن F-kamran 2010@yahoo.com

** کارشناس ارشد رشته پژوهشگری علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن Ahmadian.eslam@yahoo.com

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |

ليلا لامعي رامندي*   دكتر افسانه وارسته فر**   دکتر الهه حاجی ها***

چكيده: تحقيق حاضر با دو هدف انجام شده است. هدف اول شناخت كليشه‌هاي جنسيتي در آثار شعر كودك گروه سني الف و ب و هدف دوم شناخت تاثير جنسيت شاعران مذكور (افسانه شعبان نژاد و اسداله شعباني) بر روند تغيير كليشه‌هاي جنسيتي مطرح شده در آثار مورد نظر است. جامعة آماري، كتاب‌هاي شعر گروه سني الف و ب منتشر شده از شاعران برگزيدة تحقيق از آغاز فعاليت‌شان (1370) تاكنون (1387) است، تعداد نمونه نیز شامل 54 جلد كتاب و 423 قطعه شعر كودك است.

در اين تحقيق از روش تحليل محتوا استفاده شده است. براي دستيابي به هدف‌هاي تحقيق دو محور مدنظر قرار گرفت. ابتدا حضور كمي شخصيت‌هاي مذكر و مؤنث بررسی و سپس به تجزيه و تحليل اطلاعات براساس مقوله‌هاي استخراج شده در دو دهه 70 و 80 پرداخته شد. نتايج هر بخش با تاكيد بر جنسيت شاعران برگزيده تحقيق با يكديگر مقايسه شدند.

با استناد به نظرية پديدارشناسي، نتايج به دست آمده با تأكيد بر جنسيت شاعران برگزيده تحقيق نشان داد، جنسيت شاعران موردنظر نه تنها بر حضور كمي شخصيت‌هاي مذكر و مؤنث در آثار مورد مطالعه مؤثر بوده، بلكه بر اولويت‌بندي مقوله‌هايي كه مردانه و زنانه تشخيص داده شده اند نيز تأثير داشته است. به طور كلي، بررسي‌هاي انجام شده، تاثير جنسيت شاعران برگزيده تحقيق بر روند تغييرات كليشه‌هاي جنسيتي در آثار مورد مطالعه را تاييد مي كند.

كليد واژه ها: جنسيت، روند تغييرات، شعر كودك، كليشه هاي جنسيتي، گروه سني الف و ب



* كارشناس ارشد رشته مطالعات زنان، زن و خانواده دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن

** عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد رودهن

 ***عضوهیئت علمی دانشگاه آزاداسلامی واحدرودهن

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر مجید کفاشی*   عنایت اسلامی**

چکیده: این مقاله حاصل یک کار پژوهشی با عنوان بررسی عوامل موثر بر تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان است و از رهیافت های عمده و نظریه های جامعه شناسی و آسیب شناختی اجتماعی از جمله انتقال فرهنگی و تفاوت ارتباطات، یادگیری اجتماعی، خرده فرهنگی، بی هنجاری، کنش متقابل، برچسب زنی، پیوند اجتماعی، و نظریه کنترل اجتماعی برای این مسئله و معضل اجتماعی مهم استفاده شده است. هدف مقاله شناخت راهکارهای کاهش تکرار جرم و بازگشت مجدد زندانیان آزاد شده به زندان است.

مسئله اساسی تحقیق این است که چه عواملی در تکرار جرم و بازگشت مجدد به زندان مؤثرند. این تحقیق علّی و به شیوة پیمایشی و با استفاده از ابزار پرسشنامه محقق ساخته توام با مصاحبه انجام گرفته است. جامعه آماری آن کلیه زندانیان زندانهای خراسان شمالی در سال 1386 است که تعدادشان 1527 نفر بوده است. نمونه آماری 600 نفر از زندانیان سابقه دار و حجم نمونه 200 نفر است که به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده انتخاب شده اند. اطلاعات جمع آوری شده با استفاده از آمار توصیفی و استنباطی و آزمون‌های پیرسون، اسپیرمن و کایسکوئر (کی2) و با استفاده از نرم افزار  spssمورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته است.

براساس نتایج این پژوهش می توان برای پیشگیری و کاهش تکرار جرم و بازگشت مجدد افراد آزاد شده به زندان، با اجرای اصولی و استاندارد تفکیک و طبقه بندی زندانیان در زندانها، بهبود وضعیت اسکان و نگهداری و نوع خدمات دهی موثر به آنها، حذف برچسب رسمی و غیر رسمی از زندانیان آزاد شده، عرضه خدمات موثر و کنترل از طریق مرکز مراقبت بعد از خروج، پذیرش زندانیان آزاد شده در میان خانواده، دوستان و نهادهای رسمی و غیر رسمی و جلوگیری از طرد آنان اقدام موثری انجام داد.

کلید واژه ها: زندان، جرم، مجرم، تکرار جرم، جامعه پذیری، مراقبت بعد از خروج



* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

** دانشجوی کارشناسی ارشد دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر حبیب آقابخشی[1]   دکتر بهرنگ صدیقی*** محمد اسکندری***

چکیده: پژوهش حاضر از نوع مطالعات توصیفی است و با استفاده از تکنیک دلفی و روش پیمایش اجرا شده است. هدف اصلی این پژوهش شناخت عوامل مؤثر بر گرایش جوانان به موادمخدر صنعتی است بنابراین با استفاده از نظریه‌های مطرح شده در حوزه اعتیاد، همچون نظریه آنومی دورکیم و مرتون، نظریه برچسب زنی لمرت، نظریه کنترل شاد و نظریه معاشرت افتراقی به طرح چهارچوب نظری پژوهش پرداخته شده است. سپس با استفاده از تکنیک دلفی نظریات نخبگان در این حوزه بررسی و عوامل موثر برگرایش جوانان به موادمخدر صنعتی شناسایی گردید. در مرحلة بعد با استفاده از روش پیمایش و ابزار پرسشنامه پژوهشگر ساخته، به بررسی نظرات جوانان معتاد پرداخته شد. بدین ترتیب تعداد 40 نفر از جوانان معتاد به موادمخدر صنعتی که واجد شرایط شرکت در این پژوهش بودند، به عنوان نمونه انتخاب شدند که در نهایت 35 نفر از آنان حاضر به همکاری گردیده نتایج زیر به عنوان عوامل موثر بر گرایش جوانان به موادمخدر صنعتی به ترتیب اولویت، به دست آمد:

1-    ترغیب دوستان و همنوایی با آنان برگرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

2-    سبک و شیوة زندگی جوانانه برگرایش جوانان تهرانی به سوء مصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

3-    کارکرد تسهیل کنندة نهادهای اجتماعی در رواج اعتیاد بر گرایش جوانان تهرانی به سوء مصرف مواد مخدر صنعتی تأثیر دارد.

4-    نیاز جامعه به سرخوشی بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

5-    اختلال در فرآیند جامعه پذیری بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

6-    ضعف کنترل و نظارتهای غیر رسمی بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

7-    نداشتن ابزار مناسب برای گذران اوقات فراغت بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

8-    نگاه و جهان بینی مصرف کننده به موادمخدر و زندگی بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

9-    استعداد اعتیادپروری ساختار جامعه ایران برگرایش جوانان‌تهرانی به‌سوءمصرف موادمخدرصنعتی تأثیر دارد.

10- ضعف کنترل و نظارتهای رسمی بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

11- پیش پنداشته ها بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

12- ضعف در قدرت ابراز وجود و تصمیم‌گیری فردی بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

13-اعتیاد سایر اعضای خانواده بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

14- کنجکاوی بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

15- بی اطلاعی عمومی از عوارض سوء مصرف موادمخدر جدید صنعتی بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف موادمخدر صنعتی تأثیر دارد.

16- رهایی از فشارهای اجتماعی همچون (فقر، شرایط شاغل نبودن و مدرک‌گرایی) بر گرایش جوانان تهرانی به سوءمصرف مواد مخدر صنعتی تأثیر دارد.

کلید واژه ها: اعتیاد، موادمخدر صنعتی، جوانان.



* دانشیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

** استادیار دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

*** کارشناس ارشد رشته پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر امیرمحمود حریرچی*   دکتر خلیل میرزایی**   اعظم جهرمی ومکانی***

چکیده: کیفیت زندگی، مفهومی چند بعدی است که ارائه تعریفی جامع و مورد توافق همة صاحبنظران دربارة آن دشوار به نظر می­رسد. به دلیل وجود تعاریف گوناگون، شیوه­های متفاوت سنجش و ارزیابی نیز برای آن مطرح شده است.

سازمان بهداشت جهانی، در تعریف کیفیت زندگی به درک افراد از موقعیت‌های زندگی در حوزه های فرهنگی زندگی شان و نظام ارزشی محیطی که در آن زندگی می­کنند، و رابطة آن با اهداف، انتظارات، استانداردها و نگرانی­هایشان توجه کرده است.

داده­های این پژوهش به دلیل استفاده از روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی است و از 400 نفر از ساکنان شهر جدید پردیس که به صورت تصادفی انتخاب شده­اند، در دورة زمانی 1تا31 تیرماه 1388جمع­آوری شده است. در این پژوهش متغیر وابسته یعنی کیفیت زندگی با استفاده از پرسشنامه کیفیت زندگی سازمان بهداشت جهانی (BREFـWHOQOL ) سنجیده شد و متغیرهای مستقل نیز شامل سرمایة اجتماعی، ارزیابی خدمات شهری، رضایت مندی از محله، ویژگی­های فردی و ویژگی­های خانوادگی بوده است.

میانگین نمره کیفیت زندگی جامعه مورد مطالعه برابر با 79/19 برآورد شده است و میانگین هر یک از ابعاد چهارگانه عبارت اند از: سلامت جسمانی 26/20، سلامت روانی 7/19، سلامت روابط اجتماعی 2/26 و سلامت محیطی برابر با 03/13.

کلید واژه ها: کیفیت زندگی، سرمایه اجتماعی، ارزیابی خدمات شهری ، رضایتمندی از محله.



* عضو هیئت علمی دانشگاه علوم بهزیستی و توانبخشی

** عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

*** کارشناسی ارشد پژوهش علوم اجتماعی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |

دکتر مهرانگیز شعاع کاظمی*   مرضیه جعفری هرندی**

چکیده: پژوهش حاضر با هدف شناخت و مقایسه نگرش دانشجویان مجرد و متأهل به مفاهیم واقعیت، درست و نادرست و مسئولیت در ازدواج بر اساس دیدگاه واقعیت درمانی گلاسر با نمونه ای به حجم 300 نفر از دانشجویان دانشگاه های دولتی شهر تهران که در سال تحصیلی 88-87 مشغول به تحصیل بودند، اجرا شد. روش تحقیق نمونه گیری تصادفی خوشه ای بود. طرح پژوهش از نوع توصیفی (زمینه یابی) بود. فرضیه اصلی پژوهش این بود که بین نگرش دانشجویان مجرد و متاهل به واقعیتها، درست و نادرستها و مسئولیتها در ازدواج تفاوت معناداری وجود دارد.

ابزار مورد استفاده در پژوهش پرسشنامه محقق ساخته با 18 سوال براساس خرده مقیاسهای واقعیت، درست و نادرست و مسئولیت در ازدواج بود که مشارکت کنندگان آن را تکمیل کردند. از آمار توصیفی و آمار استنباطی شامل آزمون تحلیل واریانس چند متغیره و آزمون تحلیل واریانس تک متغیره و ضریب همبستگی پیرسون استفاده شد. داده های پژوهش حاکی از این است که بين دو گروه دانشجویان مجرد و متاهل از نظر میانگین خرده مقیاس های واقعیت، درست و نادرست و مسئولیت در ازدواج تفاوت معناداری وجود ندارد (05/0P>، 29/0 = (285،3)F). بين دو گروه دانشجویان دختر و پسر مجرد از نظر میانگین خرده مقیاس های واقعیت، درست و نادرست و مسئولیت در ازدواج تفاوت معناداری وجود دارد (05/0P<، 15/7=(175،3)F). بين دو گروه دانشجویان دختر و پسر متاهل از نظر میانگین خرده مقیاس های واقعیت، درست و نادرست، مسئولیت در ازدواج تفاوت معناداری وجود دارد (1/0P<، 15/2=(106،3)F). همچنین نتایج به دست آمده حاکی از عدم تأثیر وضعیت تأهل، سن، مدت زمان ازدواج و نقش بارز جنسیت در ایجاد تفاوت بین گروه‌های مورد بررسی است.

کلید واژه ها: نگرش، دانشجویان، ازدواج، واقعیت درمانی



* استادیار دانشکده علوم تربیتی و روانشناسی، دانشگاه الزهرا

** کارشناس ارشد مشاوره و راهنمایی

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |

رقيه بهاري*

چکیده: از آنجا که یکی از مهم‌ترین دوران‌های زندگی هر انسانی دوران کودکی است، بررسی این دوران به عنوان برآیند زندگی آتی‌او می‌تواند چشم‌اندازی از جامعه را در اختیار ما قراردهد تا بتوان‌براساس آن، اقدام به برنامه‌ریزی و کاهش آسیب‌های اجتماعی کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر شناخت عوامل موثر بر کودک آزاری جسمی کودکان دختر و پسر در بین ارجاع شدگان به مرکز مداخله دربحران (6 مرکز) در سال 1385 در شهر تهران است.

بدين منظور با استفاده از نظریه‌هاي مبتني بر خشونت، اعم از محروميت- تهاجم، فشار ساختاري، مبادله، يادگيري و  نظريه‌هاي مبتني بر ساختار خانواده، چهار شاخص شبکه روابط اجتماعي، وضعيت سرپرستي، قوميت پدر و قوميت مادر به عنوان عوامل موثر انتخاب و مورد بررسي قرار گرفته‌اند. هر يک از اين عوامل با استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ساخته، و اطلاعات به دست آمده با کمک نرم افزار spss  وارد رايانه شده است. سپس با استفاده از آزمون‌هاي آماري مربوطه رابطه ميان متغيرها سنجيده شده و ميزان همبستگي  مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.

نمونة پژوهش شامل 64 نفر از کودکان دختر و پسر است که اورژانس اجتماعی (خط123) موارد آزار و اذیت آنان را گزارش داده است. نمونه ها به صورت خوشه ای با روش pps از 6 مرکز مداخله در بحران انتخاب شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که بین شبکة روابط اجتماعی و بروز کودک آزاری رابطه وجود دارد و میزان این همبستگی269/0 برآورد شد که در سطح 95% معنی دار است.

در مورد وضعیت سرپرستی نیز بین وضعیت سرپرستی و بروز کودک آزاری رابطه وجود دارد و میزان همبستگی آن 73% است که در سطح 99% معنی دار است.

رابطة قومیت مادر و کودک آزاری رد شد، در حالی‌که رابطة میان قومیت پدر و کودک آزاری تائید و میزان همبستگی آن 71% بر آورد شد که در سطح 95% معنی دار است.

لذا با توجه به اهمیت و نقشی که دوران کودکی در رشد و نمو طبیعی، روانی و اجتماعی فرد دارد، لازم است همة کسانی که به نحوی با کودکان سر و کار دارند با مسائل آنان و حقوقشان آشنا باشند و تحقق این امر بدون همکاری نهادهای دولتی و مشارکت فعال افراد امکان پذیر نخواهد بود.

کلید واژه ها: کودک آزاری جسمی– قومیت-  شبکه روابط اجتماعی- وضعیت سرپرستی



* مدرس دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |

ملیحه خلوتی*

چکیده: توانمندسازي زنان فرايندي پوياست كه توانايي زنان براي تغيير ساختارها و ايدئولوژي‌هايي كه آنها را در موقعيت فرودستي نگه داشته است، در بر مي‌گيرد. اين فرايند به زنان براي دستيابي بيشتر به منابع و كنترل بر زندگي كمك مي‌كند و موجب احساس استقلال و عزت به نفس بيشتري در آنها مي‌شود. هدف پژوهش تعیین میزان توانمندی زنان خانه دار و عوامل مؤثر بر آن در شهر شیراز بود. الگوی نظری مورد استفاده در این پژوهش را آلسوپ و هینسون طرح ریزی کردند و مورد تأیید بانک جهانی است. پژوهش از نوع توصیفی- تحلیلی است؛ برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از پرسشنامه و مصاحبه شخصی استفاده شد. سؤالات و فرضیه های پژوهش با هدف اندازه گیری متغیرها تدوین شدند، به گونه ای که هشت متغیر مستقل (سرمایه انسانی، اطلاعاتی، سازمانی، مادی و رفاهی، روانی، دسترسی، مشارکت و کنترل در حوزه‌های دولت، بازار و جامعه) و متغیر وابسته (میزان توانمندی) و رابطة آنها را با یکدیگر براساس آنها مورد سنجش قرار گرفت. جامعه آماری 229 نفر از زنان خانه دار ساکن شهر شیراز بودند که در زمان اجرای پژوهش فرزندشان در یکی از مدارس مناطق چهارگانه آموزش و پرورش مشغول به تحصیل بود. نمونه‌گیری طی دو مرحله انجام شد. در مرحله‌اول به انتخاب مدارس با استفاده از روش نمونه‌گيري خوشه‌ای، پرداخته شد و در مرحله دوم با مراجعه به مدارس، مادرانی که در بهمن و اسفندماه 1385 در دسترس بودند با روش نمونه‌گیری انتخاب شدند. برای تجزیه و تحلیل داده‌ها از آزمون همبستگی اسپیرمن و تحلیل رگرسیون چند متغیره روش گام به گام استفاده شد.

نتایج توصیفی نشان داد که میزان توانمندی زنان خانه‌دار پایین است. آزمون فرضیه‌های بیانگر این بود که بین سرمایه روانی، دسترسی، مشارکت و کنترل در حوزه دولت و جامعه با میزان توانمندی زنان خانه دار بیشترین همبستگی وجود دارد (P<0/01 ).

نتایج تحلیل رگرسیون چند متغیره نیز بیانگر این بود که بر اساس ضریب تعیین تعدیل شده، 88 درصد تغییرات متغیر وابسته، یعنی میزان توانمندی زنان خانه دار را هشت متغیر وارد شده در معادله تبیین می کنند.

در واقع عواملی مانند عزت نفس، خودکارآمدی، توانایی بیان آرزوها و علائق و جامة عمل پوشاندن به آنها حتی زمانی که عرف و جامعه آن را نمی پذیرد و به چالش طلبیدن شرایط موجود، آگاهی از عوامل ناتوانی و مقابله با آنها به صورت گروهی، توانایی تصمیم گیری در حوزه های مهم و راهبردی زندگی، دسترسی به منابع مالی،

مشارکت درحوزه های اجتماعی و سیاسی، تعیین کننده های اصلی میزان توانمندی زنان خانه دار درایران هستند.

کلید واژه ها: توانمندسازی،  زنان خانه دار، شرایط اجتماعی، عاملیت، منابع قدرت،  میزان توانمندی


* کارشناس ارشد مددکاری اجتماعی Malihekhalvati@gmail.com

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۸۸ و ساعت |