دکتر افسانه وارسته فر*
هانیه مختاری
چکیده: مقاله حاضر باعنوان بررسی الگوی مصرف نزد زنان شهر تهران از دیدگاه شهروندان (زنان) تهیهشده است.
طرح مسئله: مسئله اصلی در این مقاله توجه بیش از حد قشری از زنان است که معمولاً الگوی مصرف متنوعی را برای مدرن جلوه دادن خود بر میگزینند و معمولاً این کار ریشه در بسیاری از مشکلات خانوادگی، اختلالات روحی، استرس، و اضطراب دارد.
هدف: در این حوزه با طرز فکر و نگرش افراد مصرفکنندهای سروکار داریم که هر یک از آنها بر روی طیف وسیعی از افراد جامعه تأثیر دارند و اگر بتوان در این حوزه به فرهنگسازی دست زد و طرز نگرش افراد را به سوی الگوی مصرف واقعی سوق داد و بسترهای مناسب را فراهم کرد، میتوان گفت به احتمال زیاد در حوزههای کلان جامعه نیز تغییراتی ایجاد خواهد شد.
روش: روش تحقیق توصیفی- تبیینی است و با توجه به نوع دادها، آزمون آماری متناسب برای تحلیل داده ها به کار گرفته شده است. جامعه آماری شامل کلیه زنان بالای 20 سال است که در زمان اجرای این تحقیق از مرکز خرید قائم واقع در میدان تجریش خرید کرده اند. با توجه به حجم زیاد افراد مراجعه کننده که روزانه 2000 نفر است، با استفاده از فرمول کوکران 322 نفر به عنوان حجم نمونه انتخاب شدند.
یافته ها: نتایج تحقیق با استفاده از ضریب همبستگی پیرسون نشان می دهد که بین متغیرهای هدایت گر بیرونی (تأثیر وسایل ارتباط جمعی، دوستان و همسالان بر الگوی مصرف مدرن)، مصرف تظاهری (خرید وسایل و محصولات گران قیمت و به نمایش گذاشتن آن با تصور کسب اعتبار و قدرت پولی)، کنش متقابل (تأثیرپذیری از الگوی مصرفی دیگران)، تشخص پذیری (نشان دادن برتری خود به دیگران)، با الگوی مصرف مدرن زنان رابطه معنی دار وجود دارد. به عبارتی، هر قدر متغیرهای فوق افزایش یابد، الگوی مصرف به سوی مدرن افزایش می یابد. در این میان تنها رابطه بین پایگاه اقتصادی افراد (میزان حقوق دریافتی فرد، شوهر، پدر یا فرد تحت تکفل) برای هر کار تخصصی در طول یک ماه با الگوی مصرف مدرن زنان معنا دار نیست.
کلید واژه ها: الگوی مصرفمدرن، مصرف تظاهری، هدایتگر بیرونی، تشخصپذیری، کنشمتقابل، پایگاه اقتصادی
* عضو هیئت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن
** کارشناس ارشد مطالعات زنان، دانشکده علوم اجتماعی، واحد رودهن
