رقيه بهاري*
چکیده: از آنجا که یکی از مهمترین دورانهای زندگی هر انسانی دوران کودکی است، بررسی این دوران به عنوان برآیند زندگی آتیاو میتواند چشماندازی از جامعه را در اختیار ما قراردهد تا بتوانبراساس آن، اقدام به برنامهریزی و کاهش آسیبهای اجتماعی کرد. هدف اصلی پژوهش حاضر شناخت عوامل موثر بر کودک آزاری جسمی کودکان دختر و پسر در بین ارجاع شدگان به مرکز مداخله دربحران (6 مرکز) در سال 1385 در شهر تهران است.
بدين منظور با استفاده از نظریههاي مبتني بر خشونت، اعم از محروميت- تهاجم، فشار ساختاري، مبادله، يادگيري و نظريههاي مبتني بر ساختار خانواده، چهار شاخص شبکه روابط اجتماعي، وضعيت سرپرستي، قوميت پدر و قوميت مادر به عنوان عوامل موثر انتخاب و مورد بررسي قرار گرفتهاند. هر يک از اين عوامل با استفاده از پرسشنامه پژوهشگر ساخته، و اطلاعات به دست آمده با کمک نرم افزار spss وارد رايانه شده است. سپس با استفاده از آزمونهاي آماري مربوطه رابطه ميان متغيرها سنجيده شده و ميزان همبستگي مورد تجزيه و تحليل قرار گرفته است.
نمونة پژوهش شامل 64 نفر از کودکان دختر و پسر است که اورژانس اجتماعی (خط123) موارد آزار و اذیت آنان را گزارش داده است. نمونه ها به صورت خوشه ای با روش pps از 6 مرکز مداخله در بحران انتخاب شد. نتایج حاصل از تحقیق نشان می دهد که بین شبکة روابط اجتماعی و بروز کودک آزاری رابطه وجود دارد و میزان این همبستگی269/0 برآورد شد که در سطح 95% معنی دار است.
در مورد وضعیت سرپرستی نیز بین وضعیت سرپرستی و بروز کودک آزاری رابطه وجود دارد و میزان همبستگی آن 73% است که در سطح 99% معنی دار است.
رابطة قومیت مادر و کودک آزاری رد شد، در حالیکه رابطة میان قومیت پدر و کودک آزاری تائید و میزان همبستگی آن 71% بر آورد شد که در سطح 95% معنی دار است.
لذا با توجه به اهمیت و نقشی که دوران کودکی در رشد و نمو طبیعی، روانی و اجتماعی فرد دارد، لازم است همة کسانی که به نحوی با کودکان سر و کار دارند با مسائل آنان و حقوقشان آشنا باشند و تحقق این امر بدون همکاری نهادهای دولتی و مشارکت فعال افراد امکان پذیر نخواهد بود.
کلید واژه ها: کودک آزاری جسمی– قومیت- شبکه روابط اجتماعی- وضعیت سرپرستی
