*هدایت­اله ستوده انواری**، علی بقائی سرابی**

چکیده

 هدف این مقاله سنجش میزان درونی­شدن «اخلاق علم» در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی و بررسی نقش عوامل ساختاری، کنشی و رابطه­ای در ایجاد آن است. مدل نظری این مقاله بر تأثیر عوامل ساختاری (نظیر: اِعمال کنترل­های اجتماعی بازدارنده و تسهیل­کننده در فرایند آموزش معیارهای اخلاق علم، اخلاق علم اساتید، سرمایه­های فرهنگی اساتید و فرهنگ دانشگاهی)، عوامل کنشی (شامل: اقتدارپذیری علمی دانشجویان و انگیزه­های تحصیلی دانشجویان) و عوامل رابطه­ای (شبکه تعاملات میان اساتید و دانشجویان) بر اخلاق علم دانشجویان تأکید داشت. جامعة آماری شامل کليه دانشجویان تحصیلات تکمیلی در سه واحد دانشگاه آزاد اسلامی و نمونة آماری شامل 580 مورد از آنان بود. روش نمونه‌گيری «طبقه­ای نامتناسب با حجم» و ابزار‌ اندازه‌گيری يک «پرسشنامه محقق­ساخته» بود. نتايج حاصله از آزمون مدل نظری با استفاده از روش «مدل­سازی معادلات ساختاری» نشان داد که میزان اخلاق علم دانشجویان «بیش از حدّ متوسط» است. با این وجود، همین سطح از اخلاق علم دانشجویان در درجة اول از عوامل ساختاری و در درجة دوم از عوامل رابطه­ای متأثر است.

کليد واژه­ها

 اخلاق علم، سرمایه فرهنگی، کنترل اجتماعی، فرهنگ دانشگاهی، انگیزه­های تحصیلی.



*‌اين مقاله برگرفته از پژوهشی با عنوان «بررسی عوامل موثر بر سطح درونی­شدن اخلاق علم در میان دانشجویان تحصیلات تکمیلی دانشگاه آزاد اسلامی» است که با حمايت مالی معاونت پژوهشی دانشگاه آزاد اسلامی رودهن انجام گرفته است.

** عضو هيأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، گروه علوم اجتماعی، رودهن، ایران.

*** عضو هيأت علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد رودهن، گروه علوم اجتماعی، رودهن، ایران.

+ نوشته شده توسط در یکم مهر ۱۳۹۰ و ساعت |