نادر مهری[1]*
چکیده:
هدف مقاله حاضر بررسی قابلیت فراتحلیل در پژوهشهای علوم اجتماعی درایران است. فرضیهای که دراین مقاله مورد آزمون واقع شد، عبارت است ازاینکه «پژوهشهای موجود در حوزه علوم اجتماعی درایران قابلیت فراتحلیل را ندارد». برای آزموناین فرضیه به پشتوانه کتابها و مقالههای پژوهشی، علمی موجود در خصوص فراتحلیل، به نقد تعدادی از فراتحلیلهای منتشر شده درایران پرداخته شد.این فراتحلیلها نماینده دو رویکرد اصلی به فراتحلیل درایران هستند. یکی، رویکرد کیفی و دیگری رویکرد کمی. نتایجاین مقاله نشان داد فراتحلیلهایی که با عنوان کیفی اجرا میشوند، فراتحلیل نیستند و صرفاً به دسته بندی اجزای پژوهشها محدود میشوند. در فراتحلیلهای کمی نیز به دلیل ناچیز بودن انباشت پژوهشها، تعداد کمی از فرضیات با هم تلفیق میشوند، بدون آنکه به واریانس بیناندازه اثرها دراین فرضیات و متغیرهای تعدیل گر توجهی شود. نتیجه آنکه پژوهشهای اجرا شده در حوزه علوم اجتماعی در مقطع کنونی درایران قابلیت فراتحلیل ندارد و هر کوششی دراین زمینه ناکام خواهد ماند. در واقع، فراتحلیل در پاسخ به یک بحران روش شناختی که در دهه80 میلادی به اوج خود رسیده بود، به وجود آمد و توسعه یافت؛ در عین حال بستر لازم برای اجرای آن نیز وجود داشت.این بستر چیزی نبود جز انباشت پژوهشها با نتایج متناقض. چنین اتفاقی هنوز در حوزه علوم اجتماعی درایران رخ نداده است، بنابراین اجرای فراتحلیل دراین حوزه بیش از آنکه فراتحلیل باشد فرارتحلیل است، زیرا یک فرار رو به جلو ناکام خواهد بود.
کلید واژهها
فراتحلیل کمی، فراتحلیل کیفی، پژوهشهای علوم اجتماعی،اندازة اثر، بحران روش شناختی، متغیرهای تعدیل گر.
* دانشجوی کارشناسی ارشد جمعیت شناسی دانشگاه تهران،ایران. nader.mehri@yahoo.com
