دكتر حبيب صبوري خسروشاهي*
چكيده
جامعهایران در دهههای اخیر در جریان تحولات فرهنگی و اجتماعی وسیعی قرار گرفته است.این تحولات به ویژه در حوزة تغيير گروه مرجع جوانان مشهود بوده است. در اين مقاله تلاش شده است به نقش گروه مرجع در ميان جوانان بپردازیم. پس از بررسي اين مفهوم، به ابعاد چندگانه گروههاي مرجع اشاره شده است. ريشههاي مطالعاتي اين مفهوم در جامعهشناسي به آثار مرتون، كيت، استوفر و ميد برمي گردد و پس از آن بسياري از جامعهشناسان، نظير شفرز و رابرتسون نظرية گروه مرجع را بررسي كردهاند. گروههاي مرجع با توجه به تحقیقات و کتابهای آن، در سه وجه طبقه بندي شده است: گروه مرجع خودي و غيرخودي، گروه مرجع از نظر اقشار و گروههاي اجتماعي و گروه مرجع عضو و غير عضو.این پژوهش با استفاده از روش پیمایش و از طریق پرس و جو در دو منطقه 3 و 17 شهر تهران و با یک نمونه 398 نفری اجرا شده است. روشهای آماری مورد استفاده، توزيع فراواني، شاخص تمرکز و تشتت، تحليل عاملي و آزمون F بوده است. یافتهها نشان میدهد ميزان گرايش به گروه غيرخودي در ميان جوانان تا حدي وجود دارد. همچنين تأثيرگذارترين گروهها در زمینة دنبال کردن آرزوها و اهداف به ترتیب اعضای خانواده و دوستان نزدیک و کمترین به ترتیب هنرمندان، ورزشکاران و روحانیون بودهاند.
كليد واژهها:
گروه مرجع خودي و غير خودي، گروه مرجع عضو و غير عضو، گروه مرجع مثبت و منفي.
* عضو هيئت علمي دانشگاه آزاد اسلامي واحد تهران شرق، گروه علوم اجتماعي، قيام دشت،ایران.
HabibSabouri@hotmail.com
